تعریف سیاست و سیاستمدار
سیاست(به کسر سین) در لغت به معنای اصلاح امور مردم و اداره کردن کارهای مملکت است. (مردم داری)
سیاستمدار در لغت به کسی گفته می شود که در کارهای سیاسی و امور مملکت داری بصیر و دانا و کارآزموده باشد.
اما گاهی بعضی کلمات در جمله و مهمتر از آن در عمل معنایی متفاوت به خود می گیرند.
المپیک امسال هم تمام شد
چند خبر و نکته:
1) حذف 3 صفر از پول ملی، بحثی مطالعاتی است. و احتمال وقوع این امر بعید به نظرمی رسد.
2) در ایران و در3 سال گذشته؛ 15 تا 20 درصد رشد تورم داشته ایم.
3) 3 راهکار پیش روی ماست:
با حفظ همین پول ادامه داده بشه، و چک پول بیاد.
واحد پولمان را تغییر دهیم.(با حفظ اسم یا...)
طبق قانون پولی بانکی که 40 سال پیش گذاشته شده است، 1 ریال را معادل 1 گرم طلا قرار دهیم.
4) المپیک امسال هم بدون نتیجه ی قابل قبول برای کاروان ورزشی ما تمام شد و ما به المپیک های بعد امیدوار هستیم. و امیدوارم دوستانی که در این عرصه فعالیت دارند فکری برای این روند داشته باشند.
5) در چند سال اخیرمدعیان دروغین ارتباط با امام زمان و افرادی که ادعای انرژی درمانی دارند، رشد پیدا کرده اند. باید آگاه بود.
6) طبق اعلام راهنمایی و رانندگی؛ خاموشی ها باعث رشد 20 تا 25 درصدی تصادفات منجر به فوت، و 36 درصدی تصادفات خسارتی شده است.
7) اعلام شده است که در شهریور، و با توجه به خنک تر شدن هوا، قطعی برق نخواهیم داشت. البته امیدوار هستم که هوا آنقدر خنک نشود که مشکل و سهمیه بندی و قطعی گاز به وجود بیاید.وگرنه با این وجود باید هماهنگ کرد و راهکاری پیدا کرد تا 4 فصل را به فصل بهار و آب و هوایی معتدل تبدیل کنیم.
8) جایگاه های بنزین هم شلوغ است، اما جایگاه سیار سوخت راهکاری موثر به نظر نمی رسد و باید بر این موضوع تامل کرد.
9) چک پول 50 هزار تومانی رسید و چک پول های100 و 200 هزار تو مانی در راه هستند، و اعلام شده است که این چک پول ها مانند اسکناس هستند(بعد از اخبار المپیک این خبر یکی از تاسف بارترین خبرهایی بود که شنیدم.)
۱۰)بانک مرکزی اعلام کرده است که سکه های ۱۰۰ و ۲۰۰ تومانی به بازار می آید و چک پول ها یا بهتر بگوییم اسکناس های ۵۰ و ۱۰۰ و ۲۰۰ هزار تومانی و سکه های ۵/۲ و بالاتر بهار آزادی.(تاثیرات مخرب آن را باید به نظاره بنشینیم.که اولین و مهمترین آنها تورم و از بین رفتن ارزش پول کشور است.)
به یاد مردم در انتخابات!!!
مقدمه:
به یاد می آورم زمانی را که می گفتند کارت سوخت برای آگاهی از مصرف بنزین است، و قرار نیست بنزین سهمیه بندی شود.
اما پس از چند وقت دیدیم که هدف سهمیه بندی بنزین بوده است.
به یاد دارم زمانی را که اسکناس 5 هزار تومانی وارد بازار شد و گفتند این امر برای سهولت در خرید و فروش مردم است.
اما تورم(افزایش قیمت ها) دلیل اصلی لزوم حضور این اسکناس را مشخص کرد. و بعد از آن هم چک ها ی 50 هزار تومانی و سکه های 100 هزار تومانی از راه رسیدند.
و ظهور و حضور اسکناس ها و مواردی از این قبیل، جز این که باعث تورم و از بین رفتن ارزش پول کشور شود، سود دیگری ندارد.
به یاد می آورم روزی را که وزیر محترم نیرو در تلویزیون حاضر شدند و گفتند؛ اگر قطع شدن برق منزل شما بیش از 2 ساعت بود، به ما اطلاع دهید.
و کمتر از 2 ساعت امری عادی در نظر گرفته شده است.
اولین جلسه ی تقدیر از خبرنگاران توسط رئیس جمهور پس از 3 سال و امسال که آخرین سال ریاست جمهوری ایشان است برگزار شد.
دلیل این امر هم مشخص است. ایشان آخرین سال ریاست جمهوریشان است و به 4 سال دوم و همراه کردن دوباره ی مردم با خودشان امیدوار هستند.
چند نکته:
1)درست است که میزان توسعه یافتگی یک جامعه با میزان توسعه یافتگی درجه ی ارتباطات آن جامعه سنجیده می شود، اما آیا این امر با واگذاری سهام مخابرات حاصل خواهد شد؟
2)پایین آوردن نرخ ارز از 900 به 400 یا 500 تومان به صورت دستوری و از طرف دولت هرگز راه گشا نیست.
3)سود بانکی درون زاست و اگر فاصله بین نرخ سود بازار و نرخ سود بانکی متفاوت باشد، پایین آمدنش باعث فساد بازار و عامل تورم است.(کاری که در جامعه ی ما صورت پذیرفته است.)
4)پیش بینی تورم کار دولت است. تصمیمات در رابطه با تورم در سال 87 باید در سال 86 صورت پذیرد.
و اما اصل مطلب:
آقای خامنه ای در جمع کارکنان و مسئولان وزارت اطلاعات فرمودند:
ذهنیت خوب مردم از وزارت اطلاعات باید بیش از پیش تقویت شود.
آقای احمدی نژاد گفتند:
هیچ ملتی بدون ارتباط با ملت های دیگر نمی تواند باشد.
صحبت از همین جا آغاز می شود؛
آیا دولتی می تواند بدون توجه به مردم کشورش به کار خود ادامه دهد؟
و با اطمینان می توان گفت که این امر ممکن نیست.
و بسط صحبت های آقای خامنه ای و حتی آقای احمدی نژاد گواه این مطلب است.
و باید مسئولان و دولت محترم با مردم با صداقت رفتار کنند و با اعتماد سازی و همراهی حقیقی آن ها را با خود همراه کنند.
اما ما می بینیم که این موضوع ان گونه که شایسته است انجام نمی شود، و فقط در زمان هایی مشخص مسئولان محترم ما به یاد مردم می افتند.
این امر مخصوص گروه یا دسته ی خاصی نیست، و انگار هرکسی که در سیاست وارد می شود و به قدرت می رسد، دچار این نقصان می شود.
ولادت امام زمان(عج) رو هم خدمتتون تبریک عرض می کنم.
با امید به ظهور ایشان و برقراری عدالت حقیقی.
ورود مخابرات به تابلوی بورس
دولت محترم پس از حدود 3 سال بالاخره توانست مجلس را متقاعد کند تا سهام مخابرات وارد بورس شود.
5 درصد از سهام مخابرات برای کشف ارزش سهام این شرکت در بورس ارائه شد؛
که 40 درصد از این 5 درصد به 16554شخص حقیقی(مردم) و به ارزش 141میلیارد تومان واگذار شد، و 60 درصد دیگر از این 5 درصد به 360 شرکت(اشخاص حقوقی) و به ارزش 230 میلیارد تومان واگذار شد. که بالاترین خریدار از میان اشخاص حقوقی شرکت نوکیا با خرید 100میلیون سهم بوده است و کمترین آن 10 هزار سهم است.و در میان افراد حقیقی؛ بیشترین خرید 7 میلیون سهم و کمترین هزار سهم است.
نحوه ی ارائه ی سهام مخابرات در بورس به شرح زیر بوده است:
26/12/1386 به صورت مشروط در بورس پذیرفته شد.
29/4/1387 کارهای مربوط به درج در بورس آن انجام شد.
14/5/1387 امور مربوط به توجیهی افزایش سرمایه آن تشریح و تدوین شد.
و پس از تعهد نامه ای که دولت در قبال این عرضه ارائه کرد، در روزشنبه 19/5/1387 سهام مخابرات در تابلوی بورس درج گردید.
قرار است باقیمانده ی سهام نیز به نسبت زیر تقسیم شود:
39 درصد دیگر با نظر دولت در بورس ارائه شود.
20 درصد از سهام دولتی باقی بماند.
20 درصد به عنوان سهام عدالت توزیع شود.
11 درصد دیگر به عنوان تعهد به بورس ارائه شود.
5 درصد ترجیهی کارکنان(کلیه کارکنان شرکت مخابرات تیر ماه امسال ازاین شرکت حقوق دریافت کرده اند) به صورت وام 10 ساله داده شود.
قرار است در عرض 3الی4 ماه حدود 50 درصد از سهام این شرکت به بخش خصوصی واگذار شود.
قرار است از این پس تصمیمات مربوط به این شرکت بر اساس قانون تجارت در مجمع گرفته شود.
و اما نکاتی که در مورد این مطلب به چشم می خورد:
1)با این که قبل از این اعلام شده بود که بیست و خورده ای از 32 شرکت تحت پوشش مخابرات زیان ده هستند، اما امروز و با آغاز عرضه ی سهام در بورس اعلام می شود که در سال 85 فقط 2 شرکت و در سال 86 حداکثر 4 شرکت و آن هم به دلایلی خارج از چهارچوب خود مخابرات زیان ده بوده اند.و اعلام شده است که تراز تلفیقی(سود آور یا زیان ده بودن 32 شرکت به صورت یک جا و میانگین آن) رشد داشته است(شاید یک دفعه آمارها تصحیح و جابه جا شده است).
2) اعلام شده است که آماده سازی و زیرساخت هایی برای واگذاری این سهام در 2 سال پیش درمخابرات صورت گرفته است،که این صحبت مغایربا کلیت اصل 44(و به خصوص بند ج) آن می باشد(شاید فکر کردند بعد از واگذاری هم مخابرات به دست دوستان و آشنایان می افتد و کمی زیرسازی از بیت المال که به کسی بر نمی خورد).
3)پس از این که مجلس واگذاری مخابرات به بخش خصوصی را نپذیرفت؛ با پیگیری های دولت و شخص رئیس جمهور(آقای احمدی نژاد) و وزیر محترم(آقای سلیمانی) به ترتیبی که در بالا بیان شد، بالاخره این اتفاق افتاد(چه پشت کاری و در تمام امور بی چشم داشت مسئولان و ایشان اینقدر به فکر مردم وجامعه هستند).
4)ساعت کار بورس در این روز به مدت 30 دقیقه و تا ساعت 13 افزایش پیدا کرد(باید به هر قیمت ممکن، کار امروز را به فردا نینداخت و کار را درکمترین زمان ممکن برای مردم انجام داد، شاید فردا چیز جدیدی مشخص شود و کار تعطیل).
5)اعلام شد که ارزش سهام در بورس در 41 سال اخیر بی سابقه بوده است و به 74 میلیارد دلار رسیده است.(دلیلش مشخص است، چون تا حالا کسی به ذهنش نرسیده بود که سهام مخابرات رو بفروشد.)
6)پس از مشخص کردن حدود اجرایی و حکومتی دولت در این رابطه، برای به وجود آمدن رقابت در این عرصه سهام مخابرات خصوصی سازی می شود و تا پایان سال حتما تمام می شود.(بازهم به خاطر اصل 44 یک شرکت بزرگ دولتی خصوصی می شود ومثل همیشه اصل 44 برای مسئولان محترم یعنی فقط واگذاری شرکت ها. راستی گوی رقابت قبلا توسط ایران سل ربوده شده است و به لطف دوستانش جای پایی برای خودش درست کرده، که اگر مخابرات زمین بخورد بهتر هم می شود.)
7)قرار بود ودیعه های مردم به عنوان سهام شود و به دارندگان تلفن همراه داده شود، ولی دولت نپذیرفت و ترجیح داده شد این کار انجام نشود.(وقتی می توان پولی را بدون مخالف پرداخت نکرد، چرا پرداخت کنیم؟، و هدف واقعی این خصوصی سازی ها افزایش موجودی صندوق ذخیره ی ارزی است، حالا بیاییم و از آن خرج کنیم و کاهشش بدهیم!)
پس از واگذاری شرکت های فولاد و مس و شرکت های نفتی؛
در ادامه و بعد از مخابرات نوبت به واگذاری و به قول دوستان خصوصی سازی؛
شرکت ذوب آهن اصفهان
پالایشگاه تبریز
و بانک ها است
که در دستور کار دولت قرار گرفته است.
امیدوارم با درایت بیشتری با سیاست های کلان جامعه برخورد شود و از مغزهای اقتصادی کشور هم در ارائه ی طرح های مختلف استفاده شود.
صنعت خودرو و معضل ترافیک:
باید افتخارکرد یا کمی تامل؟
به یاد دارم زمانی را که بدون آن که خودروها زوج و فرد شوند و هزار محدودیت دیگر باشد، می توانستیم با خودروی خود به هر جایی که می خواهیم برویم.
به یاد دارم زمانی را که فقط محدوده ی طرح ترافیک وجود داشت و آن هم در مناطق خاصی بود که می شد به گونه ای از آن عبور کرد و به برنامه های خود رسید.
اما امروز با این که محدودیت های زیادی از طرف راهنمایی و رانندگی و در مقاطع مختلف در شهر و جاده ها اعمال می شود، اما باز عبور از خیابان ها و حتی جاده های بدون ترافیک برای همه ی مردم، آرزویی دست نیافتنی شده است. و وقت و هزینه ی بسیاری که در میان ترافیک شهرها هدر می شود.
به گونه ای که اگر بعد از ظهرروزی تعطیل و یا زمان های خاصی بخواهیم در شهر و با خودروی خود حرکت کنیم، در ترافیک شدید موجود گرفتار می شویم و هیچ راه فراری نیز نیست.
و این در حالی است که هر روز خودروسازان ما بر تولید خود می افزایند.
به راستی لزومی بر تولید روزافزون خودرو در کشور و مخصوصا تهران که دیگر گنجایش این تراکم را ندارد، وجود دارد؟!!!
در پایان سال پیش با افتخار اعلام شد که در سال بعد 20000 هزار خودرو بر تولید سالیانه ی کشور افزوده می شود. و به نظر می رسد با توجه به زوج و فرد کردن خودروها، مسئولان محترم فراموش کرده اند که نصف خودروهای تولید شده در پارکینگ ها هستند و این تراکم و ترافیک فقط با حضور نصف خودروهای موجود است و به این نتیجه رسیده اند که می توان بر تولید سالیانه ی خودرو افزود و به آن افتخار کرد.
در هر جامعه و کشوری با رشد روزانه ی جمعیت باید امکانات و تجهیزات نیز افزایش پیدا کند و صنعت خودروسازی آن جامعه نیز باید همگام با آن رشد پیدا کند و جوابگوی تقاضای موجود باشد.اما این توسعه باید همه جانبه و در تمام راستاهای موجود و ممکن و لازم باشد.یعنی آن هنگام می توان تولید خودرو را فزایش داد که خیابانی هم برای استفاده از آن باشد و سرانه ای در این رابطه برای هر خودرو درنظر گرفته و تامین شود. و این مطلب را می توان از راه دیگر نیز تامین کرد، یعنی به جای آن که برای هر فرد یک خودرو را در نظر بگیریم، با تامین اعتبار و گسترش حمل و نقل عمومی مشکل جابه جایی و تراکم تردد را برطرف کنیم و این به نظر راه راحت تر و در دسترس تری می رسد.
تبصره 13(گسترش حمل و نقل عمومی)، راه حلی است موجود و ممکن، اما چرا مدیران مسئول دل بخواهی و مقطعی در این راه قدم برمی دارند، نکته ای است پنهان از نظرعام.
هنگامی که وارد کردن امکانات در دست گروهی خاص و با شرایطی مشخص شده از جانب همان افراد باشد، حضور دیگر افراد ممکن نمی شود. و این جا همان جایی است که اصل44(خصوصی سازی) باید موجود باشد، یعنی تامین زیر ساخت های لازم برای جذب سرمایه گذاری در بخش خصوصی در این عرصه، اما نیست و یا با سرعتی کم و آرام پیش می رود و در اولویت اجرایی قرار ندارد.
وجود متروی درون شهری خوب است و باعث تسهیل در رفت و آمد می شود، اما چرا این قدر دیر به ایران رسید. نکته ی دیگر این است که از متروی درون شهری شایسته تر و کاراتر قطار هوایی است که البته به اذعان دوستان مطلع هنگامی که شخصی بدون آگاهی لازم برای خرید مترو و دیگر امکاناتی از این دست، به شرکت های مربوطه مراجعه می کند، ابتدا بازاریاب های موجود با توجه به ناآگاهیش به او متروی درون شهری را معرفی می کنند و سپس اگر فرد بخواهد در مورد قطار هوایی درون شهری صحبت می کنند و این به دلیل این است که سود مترو برای این گونه شرکت ها بیشتر است.و مسئولان ما نیز از آن افرادی بودند که ... و هنوز هم به این نکته پی نبرده اند که قطارهوایی درون شهری راهکاری موثر برای حل گره ترافیکی کلان شهرها است و این موضوع مانند اتوبان تهران شمال وضعیتی نامشخص دارد و در دست احداث یا بررسی است و از نظر دوستان مسئول اولویتی ندارد.
و شرکت های خودروسازی با درصدها و مالیات هایی که می دهند، باعث می شوند تا اجرای تبصره ی13 همان روند کند خود را داشته باشد و هر روز شرکت های خارجی بیشتری نیز حق عرضه و تولید خودروی خود را در ایران داشته باشند.
و ما باید به این که خودروسازان ما پس ازژاپن و آمریکا و آلمان و 6 کشور دیگر در رتبه ی 10 خودرو سازی در جهان و رتبه ی 3 در میان کشورهای توسعه یافته قرار گرفته اند افتخار کنیم. اما آیا در کشور های یاد شده هم مانند ایران است؟
و کاش در تمام راستاها و عرصه های توسعه ی کشور و صنعت جهان نام ما در این رتبه ها به چشم می خورد!!!
حذف یارانه به قیمت اپراتور اول:
قسمت اول: به یاد دارم زمانی را که تنها یک اپراتور در عرصه ی تلفن همراه و سیم کارت کشور وجود داشت و آن هم دولتی بود. با پیش شماره ی 0911 _ 0913 _ و کم کم 0912 _ 091000 . اما تصمیم گرفته شد در تهران یک پیش شماره و آن هم 0912 باشد. سیاست یک دست سازی و برقراری عدالت برای مشترکان تلفن همراه. و خوشبختانه تورمی که داشت خود را در عرصه ی تلفن همراه نیز نشان میداد، کور و زمین گیر شد. و قیمت سیم کارت های آن زمان که به 1200 __ 300 هزار تومان رسیده بود، ناگهان به 500 هزار و کم کم به 300 _ 200 _ و همین اواخر به 150 هزار تومان رسید. تا اینجا که درصدی به نفع ما تمام شد. البته ما کاری به این نداریم که: قرار بود اپراتوری وارد ایران شود که پیام کوتاه را با قیمتی پایین و کیفیتی خوب ارائه دهد و اصلا سیم کارت هاش برای پیام کوتاه طراحی شده بود، و آن زمان چون دولت نمی خواست آنتنی به جز آنتن های دولتی در کشور باشد به بهانه ی عدم شرایط مساعد برای خصوصی سازی در تمام عرصه ها و ورود بخش خصوصی به عرصه های مختلف به صورت جدی،از حضور اون اپراتور ممانعت شد و حضورش منتفی شد. کم کم اپراتوری به نام تالیا آمد، با خدماتی نو به نام سیم کارت های شارژی. و بعد ایران سل که علاوه بر این که تالیا را زمین زد و از عرصه ی رقابت خارج کرد، اپراتور اول یا همان سیم کارت دولتی را به این فکر انداخت که خصوصی شود و جایش را به این نو رسیده دهد. و با بیان این صحبت خدمات و سرویس شبکه ی اپراتور اول که قبلا هم تعریفی نداشت، بدتر و بدتر شد. تا حدی که ما فکر کردیم شاید اپراتور اول دارد قبل از این که حق شرکتش را به بخش خصوصی بدهد، آنتن ها و تجهیزاتش را می فروشد. که معامله اش دو سر سود دهد.(البته فراموش نشود که فروش شرکتی که قبلا با مردم تحت قراردادی جنسش را که همان سیم کارت است، فروخته. یعنی فروختن جنسی به دو نفر.) از کل مطلب بگذریم، از این نمی توان گذشت که چگونه یک شرکت خصوصی با نام ایران سل توانسته ناگهان این گونه در ایران قدرتمند شود؟!!! شاید پشت این شرکت هم مدیر عاملی مانند شرکت متروست و با همان نفوذ و ریشه در ایران. و این که خصوصی سازی به خصوص در این عرصه ها خوب است، ولی نه برای این که بهانه ای باشد برای شانه خالی کردن مسئولان از نظارت و حضور در بخش خاصی و وارد شدن صدمه به مردم و پرداخت هزینه ی این کنار کشیدن از جیب و حق آنها. بله و بدین ترتیب به حذف یارانه ها یا همان فرم های آماری مورد بحث در صفحه ی پیش میرسیم. و دلیل پخش کردن این فرم ها را پیدا می کنیم. قسمت دوم: برداشتن یارانه ها از اقلام مورد نیاز جامعه: در این جا چند سوال پیش می آید و ما هم به مطرح کردن این سوالات و جواب آنها که خود جواب بحث مطرح شده اند می پردازیم: 1) برداشتن یارانه از اقلام مورد نیاز مردم به نفع کیست؟ دولت؟- که باعث می شود مجموعه ی دارایی دولت افزایش و تعهد پرداخت و تامین جنس های یارانه ای و کنترل بازار تا حد زیادی از روی دوشش برداشته شود. قشر پر درآمد؟- یا همان دهک بالای جامعه که قبل از این هم با اجناس یارانه ای یا سر و کار نداشتند و یا اگر هم داشتند برایشان تغییر قیمت این ها و اجناس دیگر فرقی نداشت. قشر کم درآمد؟- یا همان دهک پایین جامعه که حذف یارانه بیشترین تاثیر را بر روی این بخش میگذارد. چون مخاطب این اجناس همین بخش هستند. و اگر قرار باشد که حذف شود بیشترین فشار بر این دهک وارد می شود. البته اعلام شده است که قرار است یارانه ها از روی اجناس حذف و به صورت نقدی پرداخت شود. که این مقدمه ای است برای ظهور سوال دوم: 2) چه کسی و با چه تعرفه ای برآورد قیمت اقلام مورد نیاز مردم و پرداخت حق آنها به صورت نقدی را به عهده می گیرد؟ به زبان ساده ؛ یعنی در ازای حذف و تورمی که صد در صد در اجناس و اقلام مورد نیاز مردم بوجود خواهد آمد، چقدر پول به آنها به عنوان حق یارانه پرداخت خواهد شد، و آیا این مبلغ به روز افزایش خواهد یافت یا مانند اختلاف حقوق ها و تورم در سال های پیش بی نسبت است؟ و آیا این مثلا حق یارانه همان افزایش حقوق در هر سال است یا پولی جدا از آن است؟ و بعید است پولی که به عنوان حق یارانه داده خواهد شد، بتواند ضرری را که حذف آن متوجه مردم می کند تامین کند. ارتباط دو قسمت: ارتباط دو قسمت در این جاست، یا بهتر بگویم در همان جایی است که در صفحه ی پیش هم بیان شد. یعنی معلوم نیست چرا در این سال ها ی اخیر مسئولان ما این گونه به اعمال اصل 44(خصوصی سازی) و پیگیری یک بعدی آن، یعنی فقط فروش کارخانه ها و سیستم های دولتی و شانه خالی کردن از وظایف حکومتی خود پرداخته اند و در عرصه های مختلف از جمله تلفن همراه و حتی یارانه ها آن را جدی گرفته اند؟!!!
بررسی سهمیه بندی برق
به نام خدا
به یاد می آورم زمانی را که قرار بود برای آگاهی از میزان مصرف مردم، بنزین را کارتی کنند.
اما کمی که جلوتر رفتیم اعلام کردند که این حرکت مقدمه ای بوده برای سهمیه بندی بنزین.
فردی را به یاد دارم که می گفت برای این که ساده باشم، کت و شلوار نمی پوشم.
اما در ادامه دیدیم که این حرکت هم مثل خیلی از گفته ها و حرکت های دیگر کاندیداها، تنها حرکتی نمایشی بوده است.
پس از آن زمستان سخت که در بسیاری از جاهای ایران و حتی در تهران نبود مدیریت شایسته به چشم خورد. و نبود گاز و سهمیه بندی آن و قطع آن و مشکلات ناشی از آن بسیاری از مردم مارا اذیت کرد.
حالا در تابستان به این جا رسیده ایم که برق سهمیه بندی می شود. البته در برخی نقاط که بالاترند نه، مثلا به گفته ی دوستان در تجریش این گونه نیست. اما در نقاط دیگر بسته به نظر و علاقه ی مسئولان محترم؛
یک، دو، سه، یا حتی جدیداَ 4 ساعت و بیشتر برق مردم قطع می شود.
جالب این جاست که در سال هایی که تمام اماکن دولتی به بهانه ی خصوصی سازی به پول تبدیل شده اند و مثلا در صندوق ذخیره ی ارزی جای گرفته اند، و با وجود رشد بی سابقه ی قیمت نفت در جهان و سودهایی که از این طریق باید عاید مردم ایران به عنوان صادر کننده ی نفت شود، و گرفتن عوارض مختلف که به هزینه ی خانواده های ایرانی اضافه شده است.
باز تنها ما در سختی ها و ضرر معاملات یا بهتر عرض کنم مشکلات روزگار با دولت و مسئولان محترم شریک هستیم و هیچ نفعی هم از صادرات برق و آب و گاز و هزار چیز دیگر کشور نمی بریم و حتی اغلب ما از این ها بی خبریم.
و ما را به چند فیلم و سریال سطح پایین و فاقد هر گونه فیلم نامه یا مطلب مفید سرگرم کرده اند، و شاید با خودمان بگوییم حالا این تفریح است و مهم نیست که این سریال ها و برنامه های پو چ را می بینیم. اما این موضوع زمانی جدی تر می شود که بدانیم چه سیاست ژرف و عمیقی در پشت این حرکت است؛ یعنی مشغول شدن ما به این ها و نفهمیدن چیزهایی که در اطراف ما رخ می دهد، البته این نکته را هم بد نیست که بدانیم و به خاطر بیاوریم که برای همین بازی های سطح پایین و یا بهتر بگویم مسخره بازی ها چه پول هایی که به این بازیگران داده نمی شود.
با آن ترافیکی که در جاده های شمال رخ داد، و یا ترافیکی که در شهر تهران با وجود اعمال زوج و فرد کردن خودروها باز شاهد آن هستیم، به گفته ی خود مسئولان ما، چه خوب است که مردم سرگرم این سریال ها و برنامه ها باشند و از خانه ی خود بیرون نیایند.
و از مشکلات موجود از قبیل افزایش بی سابقه ی قیمت ها بی خبر باشند و متوجه آن نشوند.و این موضوع در حالی اتفاق میفتد که هر چیزی دارد کوچک می شود و تولید کننده ها قیمت را افزایش و کیفیت و اندازه و مقدار جنسشان را کاهش می دهند و به گونه ای از آن کم می شود. و حقوق ها که هم چنان ثابت هستند.
زمانی که آقای احمدی نژاد برای کاندیدا شدن اعلام آمادگی کردند، اعلام کردند که آقای رجایی دوباره برگشته است، اما در عمل ایشان به جز سفرهای تبلیغاتی برای به دست آوردن راُی مردم در چهار سال دوم هیچ کار ی که بتوان گفت برای مردم بود نکردند.
البته با دیدن آقای خاتمی که پس از دو دوره ریاست جمهوری، به جهانگردی پرداختند ومردم را کامل فراموش کردند. آقای احمدی نژاد باز قابل تحمل تر به نظر می رسد.
یادم افتاد که قرار شده است دو دوره ای بودن انتخابات منتفی اعلام شود، البته این تصمیم پس از انتخابات مجلس امسال و بعد از این که دوره ی دوم انتخابات با سردی خاصی برگزار شد، گرفته شد. ومثل همیشه بی صدا از کنار آن گذشتند.
در مورد آب و کمبود آن در امسال هم اعلام شده بود که اگر مردم 10 درصد صرفه جویی کنند دیگر کمبود آب نخواهیم داشت. و اعلام شد که مردم 7 درصد صرفه جویی کردند، اما برق را به این بهانه قطع می کنند و این روند رو به افزایش است. حالا این تناقض ها چگونه قابل توجیه است، فقط خودشان می دانند.
و حالا هم برگه هایی را توزیع می کنند که در آن ریزترین مسائل مردم هم سؤال شده است، و می گویند که برگه های آماری است. اما فکر می کنم این بار و با این برگه ها می خواهند هوا را سهمیه بندی کنند.
امیدوارم که با درایت افراد دلسوز جامعه حرکت هایی از این دست که جز نابودی اعتماد مردم و ایران عزیزمان سودی دیگر ندارد، کور و نابود شود.
و به امید آن روز که مردم و جامعه ی ما با حضور رهبری شایسته، به حقیقت کلام عدالت را درک کند.

